تبليغاتX
دوست - چمران


اگر پرستش غير از خدا مجاز بود علي را ميپرستيدم.

به خود اجازه نميدهم كه براي شناخت علي كلمه اي بر زبان برانم و با قدرت عقل شخصيت او و زندگي پر ماجرايش را تجزيه و تحليل كنم . شناخت علي فقط به قدرت عشق ميسر است و فقط عشق اجازه دارد به حريم علي نزديك شود .

من هم فقط به قلب سوخته ي خود اجازه مي دهم كه از علي سخن بگويد و فقط به حرمت عشق جرات ميكنم به علي نزديك شوم.اگر شعله عشق او در دلم زبانه نمي كشيد ابدا به ساحتش جسارت نمي كردم ونامش به زبان نميراندم.

ولي چه كنم كه سرتاپاي وجودم در اتش عشق او ميسوزد.هر وقت كه نام او بر زبان مي رانم يا ياد او بر دلم مي افتد به خود ميلرزم و اشك از چشمانم فرو مي چكد اتش دردناك و لذتبخشي وجودم را فرا مي گيرد.
در او محو ميشوم عاشقانه با او راز و نياز ميكنم و روحم اشفته وار علي علي ميگويد...

از كتاب علي زيباترين سروده ي هستي از شهيد دكتر مصطفي چمران
 
+ نوشته شده در سه شنبه 28 خرداد1387ساعت 9:42 توسط تک درخت |