تبليغاتX
دوست
اين غروب روزهاي بي توست
+ نوشته شده در سه شنبه 28 خرداد1387ساعت 10:20 توسط |



اگر پرستش غير از خدا مجاز بود علي را ميپرستيدم.

به خود اجازه نميدهم كه براي شناخت علي كلمه اي بر زبان برانم و با قدرت عقل شخصيت او و زندگي پر ماجرايش را تجزيه و تحليل كنم . شناخت علي فقط به قدرت عشق ميسر است و فقط عشق اجازه دارد به حريم علي نزديك شود .

من هم فقط به قلب سوخته ي خود اجازه مي دهم كه از علي سخن بگويد و فقط به حرمت عشق جرات ميكنم به علي نزديك شوم.اگر شعله عشق او در دلم زبانه نمي كشيد ابدا به ساحتش جسارت نمي كردم ونامش به زبان نميراندم.

ولي چه كنم كه سرتاپاي وجودم در اتش عشق او ميسوزد.هر وقت كه نام او بر زبان مي رانم يا ياد او بر دلم مي افتد به خود ميلرزم و اشك از چشمانم فرو مي چكد اتش دردناك و لذتبخشي وجودم را فرا مي گيرد.
در او محو ميشوم عاشقانه با او راز و نياز ميكنم و روحم اشفته وار علي علي ميگويد...

از كتاب علي زيباترين سروده ي هستي از شهيد دكتر مصطفي چمران
 
+ نوشته شده در سه شنبه 28 خرداد1387ساعت 9:42 توسط تک درخت |

چه جمعه ها كه يك به يك غروب شد نيامدي

چه بغض ها كه در گلو رسوب شد نيامدي

خليل آتشين نفس تبر به دست بت شكن

خداي ما دوباره سنگ و چوب شد نيامدي
+ نوشته شده در جمعه 17 خرداد1387ساعت 13:17 توسط تک درخت |

 اگر زمين هنوز در گردش است . اگر دريا ها همچنان ابي است و كوه ها استوار . اگر جنگل ها زيبايند و دلكش .

اگر ماه همچنان ميل به تابيدن دارد . اگر خورشيد از همواره درخشيدن خسته نمي شود و اگر زن ها همچنان

فرزند مي اورند تنها از كوثر وجود يك زن است كه كثير الخير بود و كثير الخيرات .

فاطمه(س) يك زن بود و از ميان اين همه مرد تنها پسران اين زن است كه بايد صاحب تمام زيبايي ها باشند و

صاحب اختياران زمان خود.

برگرفته از كتاب ملكه ي عاشقي اثر مريم جمشيدي

 
+ نوشته شده در چهارشنبه 15 خرداد1387ساعت 14:21 توسط تک درخت |

امام خميني مي فرمودند: اين كه مي گويند بهشت زير پاي مادران است يعني بايد اين قدر جلوي پاي مادر صورت
 

به خاك بمالي تا خدا تو را به بهشت ببرد.

 
+ نوشته شده در دوشنبه 13 خرداد1387ساعت 18:26 توسط تک درخت |

درود بر تو اي فرستاده خدا  درود بي پايان من و درود فراوان دخترت كه هم اكنون در جوارت نزول مي نمايد و زودتر

 از كسان و نزديكان ديگرت به سويت مي آيد.آه يا رسول الله چه بگويم كه از جدايي يگانه بر گزيده ي دردانه ات

چه در دل دردمندم مي گذرد؟صبرم كاهش نه بلكه پايان يافته و تاب و توانم از دست رفته ولي دوري و فراق جان

گداز و مصيبت بزرگ و غم انگيز تو آن هم در اين هنگام مايه تسلي و آرامش خاطرم مي باشد.اوه من آن لحظاتي را

كه سرت به سينه ام بود و روحت از كنار گردنم پرواز نمود سپس تنت را شستشو دادم و آن را به آرامگاه هميشگي

ات برده  سنگ لحد را زير بالينت نهادم هرگز فراموش نميكنم.باري هر چه بود گذشت و اينك سپرده ي نازنينت

به خودت بازگشت......................................جز شكيبايي چاره اي ندارم خدا هميشه به مردم شكيبا

نويد هاي خوب داده است.

نهج البلاغه

 
+ نوشته شده در پنجشنبه 9 خرداد1387ساعت 16:56 توسط تک درخت |