تبليغاتX
دوست
. شيخ صدوق (م‏381ق) در «كتاب من لايحضره الفقيه» آورده است:

أتى على(ع) بهدية النَّيروز، فقال(ع): «ما هذا؟». قالوا: يا أميرالمؤمنين! اليوم النَّيروز. فقال(ع): «إصنعوا لنا كلّ يوم نَيروزاً». [17]

براى على(ع) هديه نوروز آوردند. فرمود: «اين چيست؟». گفتند: اى اميرمؤمنان! امروز، نوروز است. فرمود: هر روزِ ما را نوروز سازيد!

3. همو نقل مى كند: روى أنّه قال (ع): نيروز ناكل يوم. [18]

روايت شده است كه على(ع) فرمود: هر روزِ ما نوروز است.

4.نعمان بن محمد تميمى (م 363ق ) در كتاب «دعائم الاسلام» روايت مى كند:

عنه [على ](ع) أنّه اُهدى اليه فالوذج، فقال: «ماهذا». قالوا: يوم نيروز. قال: فَنَيرزوا إن قدرتم كلَّ يومٍ [يعنى تهادوا و تواصلوا فى اللّه ]. براى على(ع) فالوده هديه آوردند. فرمود: «اين چيست؟». گفتند امروز، نوروز است. فرمود: اگر مى توانيد، هر روز را نوروز سازيد [يعنى به خاطر خداوند، به يكديگر هديه بدهيد و به ديدار يكديگر برويد]. [19]

5. شيخ طوسى (م‏460ق) در «مصباح المتهجّد» چنين آورده است: عن المُعلَّى بنِ خُنيس، عن مولانا الصادق(ع) فى يوم النَّيروز، قال(ع): إذا كان يوم النيروز، فاغتسل و البس أنظف ثيابك و تطيب بأطيب طيبك و تكون ذلك اليوم صائماً، فإذا صلّيت النوافل والظهر والعصر فصلّ بعد ذلك أربع ركعات، تقرأ فى أوّل كلّ ركعة فاتحة الكتاب و عشر مرّاتٍ «إنّا أنزلناه فى ليلة القدر»، و فى الثانية فاتحة الكتاب و عشر مرّات «قل يا أيها الكافرون»، وفى الثالثة فاتحة الكتاب و عشر مرّاتٍ «قل هو اللّه أحد»، و فى الرابعة فاتحة الكتاب و عشر مرّاتٍ «المعوّذتين»، و تسجد بعد فراغك من الركعات سجدة الشكر و تدعو فيها، يغفر لك ذنوب خمسين سنة. [20]

امام صادق(ع) در روز نوروز فرمود: هنگامى كه نووز شد، غسل كن و لباس پاكيزه بپوش و خودت را خوشبو ساز و آن روز را روزه بدار. پس هنگامى كه نماز ظهر و عصر و نافله هاى آن را به جاى آوردى، نمازى چهار ركعتى بگزار كه در ركعت اوّل آن، سوره حمد و ده مرتبه سوره قدر را مى خوانى. در ركعت دوم آن، سوره حمد و ده مرتبه سوره كافرون را مى خوانى. در ركعت سوم آن، سوره حمد و ده مرتبه سوره توحيد را مى خوانى و در ركعت چهارم، سوره حمد را با سوره هاى فلق و ناس. پس از نماز هم سجده شكر مى گزارى و دعا مى كنى. [بدين ترتيب، ] گناهان پنجاه ساله‏ات بخشوده مى شود.

+ نوشته شده در چهارشنبه 29 اسفند1386ساعت 9:44 توسط تک درخت |

 چه اسفند ها ...آه

چه اسفند ها دود کردیم

برای تو ای روز اردیبهشتی

که گفتند این روز ها می رسی

از همین راه

قیصر امین پور 

   

+ نوشته شده در یکشنبه 26 اسفند1386ساعت 19:51 توسط تک درخت |

عید حول حالنا است

که واجب است بفهمیم

عید شوقی است

که پدرم را به مزرعه می خواند

عید تن پوش کهنه ی بابا ست

که مادر

آن را به قد من کوک می زند

و من آنقدر بزرگ می شوم

که در پیراهن می گنجم

عید تقاضای سبز شدن است

یا مقلب القلوب...

سلمان هراتی

+ نوشته شده در یکشنبه 26 اسفند1386ساعت 19:44 توسط تک درخت |

ای صمیمی ای دوست

گاه و بی گاه لب پنجره ی خاطره ام میایی

دیدنت حتی از دور

اب بر اتش دل می پاشد

انقدر تشنه ی دیدار تو ام

که به یک جرعه نگاه تو قناعت دارم

دل من لک زده است

گرمی دست تو را محتاجم

و دل من به نگاهی از دور

طفلکی میسازد

ای قدیمی ای خوب

تو مرا یاد کنی یا نکنی

من به یادت هستم

من صمیمانه به یادت هستم

دایم از خنده لبانت لبریز

دامنت پر گل باد

 کیوان هاشمی

+ نوشته شده در یکشنبه 19 اسفند1386ساعت 18:43 توسط تک درخت |

جمعی از كارشناسان علوم دینی اظهار داشتند: هجرت دوم كه رسول خدا(ص)از دنیای فانی به جهان آخرت سفركرد، غم‌انگیزترین حادثه تاریخ بود.
حجت‌الاسلام غفاری مدیركل اداره همكاری‌های علمی و بین‌المللی پژوهشگاه فرهنگ واندیشه اسلامی در این خصوص گفت :اولین هجرت پیامبر(ص )مبداء تاریخ اسلام قرار گرفت كه نوید بخش شكل‌گیری یك تمدن فرهیخته آرمانی برای انسان‌ها درآینده بود.
وی افزود: وفات پیامبر گرامی اسلام(ص) نیز منشاء اتفاقات بسیاری در تاریخ اسلام شد و از این زمان به بعد تحول و دگرگونی در امت رسول الله(ص) به وجود آمد.
غفاری گفت: حضرت محمد(ص) رسالت بشریت را بامبعوث شدن خود تكمیل كرد، اما در زمان رحلت نگران بود كه آیا جامعه اسلامی به انسجام لازم رسیده است ؟.
وی تاكید كرد: رحلت پیامبراعظم(ص) همچنین منشاء بسیاری از بدعت‌ها و انحرافات در دنیای اسلام و سرآغاز رویدادهای بزرگ و خونینی شد كه نزدیك بود روزگار اسلام پایان یابد و پرچم پرافتخارش واژگون گردد.
" تباهی‌ها و گمراهی‌ها بر جامعه‌اسلامی سایه افكند و یگانگی و یكپارچگی این امت دستخوش خودكامگی‌ها و پراكندگی‌ها گردید."
مدیر گروه قرآن پژوهی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی و عضو هیات رئیسه انجمن قرآن پژوهان حوزه علمیه قم نیز گفت: رحلت حضرت محمد (ص) به عنوان یك فاجعه‌ی عظیم بود.
حجت‌الاسلام نصیری افزود : در روایات آمده است كه اگر یك عالم و مومن از دنیا برود رخنه‌ای در دین ایجاد می‌شود كه قابل جبران نیست.
نصیری به تفاوت بسیار بالای یك عالم و پیامبر(ص) اشاره كردو گفت:رحلت پیامبر مكرم اسلام(ص) موجب قطع ارتباط زمینیان با آسمان شد و كتاب وحی بسته ماند.
وی تاكید كرد: فیض رسالت برای همیشه تمام شد و این بزرگترین رخنه برای بشریت بود.
مدیرگروه قرآن پژوهی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه‌اسلامی اظهاركرد: عاشقان از عشق و شیدایی لقای حق یاد می‌كنند اما پیامبراكرم(ص) دراوج این شیدایی قرار داشت.
وی بیان كرد: آخرین فرستاده خدا،انسانی كاملا" الهی بود كه برای لقای حق لحظه شماری می‌كرد.
+ نوشته شده در جمعه 17 اسفند1386ساعت 8:4 توسط تک درخت |

اموزگار نیستم

تا عشق را به تو بیاموزم

ماهیان نیازی به اموزگار ندارند

تا شنا کنند

پرندگان نیز اموزگاری نمی خواهند

تا به پرواز درایند

شنا کن به تنهایی

پرواز کن به تنهایی

عشق را دفتری نیست

بزرگترین عاشقان دنیا

خواندن نمی دانستند

ترجمه احمد پوری

+ نوشته شده در چهارشنبه 15 اسفند1386ساعت 14:49 توسط تک درخت |

مفهوم و ابعاد حجاب در قرآن

حجاب در لغت به معنای مانع، پرده و پوشش آمده است. استعمال این کلمه، بیش‎تر به معنی پرده است. این کلمه از آن جهت مفهوم پوشش می‎دهد که پرده، وسیله‎ی پوشش است، ولی هر پوششی حجاب نیست؛ بلکه آن پوششی حجاب نامیده می‎شود که از طریق پشت پرده واقع شدن صورت ‎گیرد.
حجاب، به معنای پوشش اسلامی بانوان، دارای دو بُعد ایجابی و سلبی است. بُعد ایجابی آن، وجوب پوشش بدن و بُعد سلبی آن، حرام بودن خودنمایی به نامحرم است؛ و این دو بُعد باید در کنار یکدیگر باشد تا حجاب اسلامی محقق شود؛ گاهی ممکن است بُعد اول باشد، ولی بُعد دوم نباشد، در این صورت نمی‎توان گفت که حجاب اسلامی محقق شده است.
اگر به معنای عام، هر نوع پوشش و مانع از وصول به گناه را حجاب بنامیم، حجاب می‎تواند اقسام و انواع متفاوتی داشته باشد. یک نوع آن حجاب ذهنی، فکری و روحی است؛ مثلاً اعتقاد به معارف اسلامی، مانند توحید و نبوت، از مصادیق حجاب ذهنی، فکری و روحی صحیح است که می‎تواند از لغزش‎ها و گناه‎های روحی و فکری، مثل کفر و شرک جلوگیری نماید.
علاوه بر این، در قرآن از انواع دیگر حجاب که در رفتار خارجی انسان تجلی می‎کند، نام برده شده است؛ مثل حجاب و پوشش در نگاه که مردان و زنان در مواجهه با نامحرم به آن توصیه شده‎اند.

هدف و فلسفه حجاب

هدف اصلی تشریع احکام در اسلام، قرب به خداوند است که به وسیله‌ی تزکیه‌ی نفس و تقوا به دست می‎آید:
إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُمْ (حجرات؛13) بزرگوار و با افتخارترین شما نزد خدا با تقواترین شماست.

-=هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ إِنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلالٍ مُبِینٍ؛
اوست خدایی که میان عرب امّی (قومی که خواندن و نوشتن هم نمی‎دانستند) پیغمبری بزرگوار از همان قوم برانگیخت، تا بر آنان وحی خدا را تلاوت کند و آنها را (از لوث جهل و اخلاق زشت) پاک سازد و کتاب سماوی و حکمت الهی بیاموزد؛ با آن که پیش از این، همه در ورطه‌ی جهالت و گمراهی بودند.=-
از قرآن کریم استفاده می‎شود که هدف از تشریع حکم الهی، وجوب حجاب اسلامی، دست‌یابی به تزکیه‌ی نفس، طهارت، عفت و پاکدامنی است. آیاتی هم‎چون:
قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِکَ أَزْکى لَهُمْ؛ ای رسول ما مردان مؤمن را بگو تا چشم‎ها از نگاه ناروا بپوشند و فروج و اندامشان را محفوظ دارند، که این بر پاکیزگی جسم و جان ایشان اصلح است.


حجاب چشم

قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ (نور؛30) ای رسول ما به مردان مؤمن بگو تا چشم‎ها را از نگاه ناروا بپوشند.

قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ(نور؛31) ای رسول به زنان مؤمن بگو تا چشم‎ها را از نگاه ناروا بپوشند.

حجاب در گفتار

نوع دیگر حجاب و پوشش قرآنی، حجاب گفتاری زنان در مقابل نامحرم است:
فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ(احزاب؛32) پس زنهار نازک و نرم با مردان سخن نگویید؛ مبادا آن که دلش بیمار (هوا و هوس) است به طمع افتد.

حجاب رفتاری

نوع دیگر حجاب و پوشش قرآنی، حجاب رفتاری زنان در مقابل نامحرم است. به زنان دستور داده شده است به گونه‎ای راه نروند که با نشان دادن زینت‎های خود باعث جلب توجه نامحرم شوند
وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ(نور؛31) و آن طور پای به زمین نزنند که خلخال و زیور پنهان پاهایشان معلوم شود.

از مجموع مباحث طرح شده به روشنی استفاده می‎شود که مراد از حجاب اسلامی، پوشش و حریم قایل شدن در معاشرت زنان با مردان نامحرم در انحای مختلف رفتار، مثل نحوه‌ی پوشش، نگاه، ‌حرف زدن و راه ‎رفتن است.
بنابراین، حجاب و پوشش زن نیز به منزله‌ی یک حاجب و مانع در مقابل افراد نامحرم است که قصد نفوذ و تصرف در حریم ناموس دیگران را دارند. همین مفهوم منع و امتناع در ریشه‌ی لغوی عفت نیز وجود دارد؛

حجاب و عفت

دو واژه‌ی «حجاب» و «عفت» در اصل معنای منع و امتناع مشترک‎اند. تفاوتی که بین منع و بازداری حجاب و عفت است، تفاوت بین ظاهر و باطن است؛ یعنی منع و بازداری در حجاب مربوط به ظاهر است، ولی منع و بازداری در عفت، مربوط به باطن و درون است؛ چون عفت یک حالت درونی است، ولی با توجه به این که تأثیر ظاهر بر باطن و تأثیر باطن بر ظاهر، یکی از ویژگی‌های عمومی انسان است؛ بنابراین، بین حجاب و پوشش ظاهری و عفت و بازداری باطنی انسان، تأثیر و تأثّر متقابل است؛ بدین ترتیب که هرچه حجاب و پوشش ظاهری بیش‌تر و بهتر باشد، این نوع حجاب در تقویت و پرورش روحیه‌ی باطنی و درونی عفت، تأثیر بیش‌تری دارد؛ و بالعکس هر چه عفت درونی و باطنی بیش‌تر باشد باعث حجاب و پوشش ظاهری بیش‌تر و بهتر در مواجهه با نامحرم می‎گردد.
+ نوشته شده در پنجشنبه 9 اسفند1386ساعت 9:26 توسط تک درخت |

Being with you,
Near, far,
Starving or well-fed,
Free, captive,
Full of sorrow or joy,
The essence of my existence.
A moment spent without you,
May there never be!


To die for your glory,
By your side,
The purpose of my death.
The purpose of my life.


Being with you,
Always with you,
Existing for you,
The meaning of love.
The pathway of my fate.


فریدون مشیری

 

for those who I love them

 

+ نوشته شده در دوشنبه 6 اسفند1386ساعت 6:10 توسط تک درخت |

 

 

اي مهربانتر از برگ، در بوسه‌هاي باران!
بيداري ستاره، در چشم جويباران!

آيينة نگاهت، پيوند صبح و ساحل
لبخند گاه گاهت، صبح ستاره‌باران

بازآ كه در هوايت، خاموشي جنونم،
فريادها برانگيخت از سنگ كوهساران

اي جويبار جاري! زين سايه برگ مگريز
كاينگونه فرصت از كف، دادند بي‌شماران.

گفتي: « به روزگاران مهري نشسته...» گفتم:
بيرون نمي‌توان كرد « حتي » به روزگاران

بيگانگي زحد رفت، اي آشنا مپرهيز
زين عاشق پشيمان، سر خيل شرمساران

پيش از من و تو بسيار، بودند و نقش بستند
ديوار زندگي را زينگونه يادگاران

وين نغمه محبت بعد از من و تو ماند
تا در زمانه باقي‌ست آواز باد و باران

شفیعی کدکنی
+ نوشته شده در دوشنبه 6 اسفند1386ساعت 6:4 توسط تک درخت |