تبليغاتX
دوست

روز مبادا!

وقتی تو نیستی
نه هست های ما

چونانکه بایدند

نه بایدها...

مثل همیشه آخر حرفم

وحرف آخرم را
با بغض می خورم

عمری است

لبخندهای لاغر خود را

دردل ذخیره می کنم:

باشد برای روز مبادا!

اما

در صفحه های تقویم

روزی به نام روز مبادا نیست

آن روز هرچه باشد

روزی شبیه دیروز

روزی شبیه فردا

روزی درستمثل همین روزهای ماست

اما کسی چه می داند؟

شاید

امروزنیز روزمبادا

باشد!

وقتی تونیستی

نه هست های ما

چوانکه بایدند

نه بایدها...

هرروز بی تو

روز مباداست

+ نوشته شده در دوشنبه 29 بهمن1386ساعت 20:20 توسط تک درخت |

زمانی
 با تکه ای نان سیر می شدم
و با لبخندی
 به خانه می رفتم
اتوبوس های انبوه از مسافر را
دوست داشتم
 انتظار نداشتم
 کسی به من در آفتاب
 صدندلی تعارف کند
در انتظار گل سرخی بودم 

احمد رضا احمدی
 

+ نوشته شده در چهارشنبه 24 بهمن1386ساعت 20:39 توسط تک درخت |



زندگانى حضرت امام محمد باقر ( ع ) پيشواى پنجم
پيشواى پنجم حضرت امام محمد باقر(ع)

بسم الله الرحمن الرحيم
ولادت
امام ابو جعفر،باقر العلوم،پنجمين پيشواى ما،جمعه‏ى نخستين روز ماه رجب سال پنجاه و هفت هجرى در شهر مدينه چشم به جهان گشود. او را«محمد»ناميدند و«ابو جعفر»كنيه و«باقر العلوم‏»يعنى‏«شكافنده‏ى دانشها»لقب آن گرامى است.

به هنگام تولد هاله‏يى از شكوه و عظمت نوزاد اهل بيت را فرا گرفته بود،و همچون ديگر امامان پاك و پاكيزه به دنيا آمد.

امام باقر (ع) از دو سو-پدر و مادر-نسبت‏به پيامبر و حضرت على و زهرا عليهم السلام مى‏رساند،زيرا پدر او امام زين العابدين فرزند امام حسين،و مادر او بانوى گرامى‏«ام عبد الله‏» دختر امام مجتبى عليهم السلام است.

عظمت امام باقر (ع) زبانزد خاص و عام بود،هر جا سخن‏از والايى هاشميان و علويان و فاطميان به ميان مى‏آمد او را يگانه وارث آنهمه قداست و شجاعت و بزرگوارى مى‏شناختند و هاشمى و علوى و فاطميش مى‏خواندند.

راستگوترين لهجه‏ها و جذاب‏ترين چهره‏ها و بخشنده‏ترين انسانها برخى از ويژگيهاى امام باقر عليه السلام است.

گوشه‏يى از شرافت و بزرگوارى آن گرامى را در گزارش زير مى‏خوانيم:

پيامبر (ص) به يكى از ياران پارساى خود«جابر بن عبد الله انصارى‏»فرمود.اى جابر!تو زنده مى‏مانى و فرزندم‏«محمد بن على بن الحسين بن على بن ابيطالب‏»را كه نامش در تورات‏«باقر»است در مى‏يابى،بدانهنگام سلام مرا بدو برسان.

پيامبر در گذشت و جابر عمرى دراز يافت-و بعدها روزى به خانه‏ى امام زين العابدين آمد و امام باقر را كه كودكى خرد سال بود ديد،به او گفت:پيش بيا...امام باقر (ع) آمد.

گفت:برو...

امام باز گشت.جابر اندام و راه رفتن او را تماشا كرد و گفت:به خداى كعبه سوگند آيينه‏ى تمام نماى پيامبر است.آنگاه از امام سجاد پرسيد اين كودك كيست؟

فرمود:امام پس از من فرزندم‏«محمد باقر»است.

جابر برخاست و بر پاى امام باقر بوسه زد و گفت:فدايت‏شوم اى فرزند پيامبر (ص) ،سلام و درود پدرت پيامبر خدا (ص) رابپذير چه او ترا سلام رسانده است.

ديدگان امام باقر پر از اشگ شد و فرمود:سلام و درود بر پدرم پيامبر خدا باد تا بدان هنگام كه آسمانها و زمين پايدارند و بر تو اى جابر كه سلام او را به من رساندى.

+ نوشته شده در چهارشنبه 24 بهمن1386ساعت 20:28 توسط تک درخت |

سوگند

مردم همه
تورا به خدا
سوگند می‌دهند

اما برای من

تو آن همیشه‌ای
که خدا را به‌تو
سوگند می‌دهم!

+ نوشته شده در یکشنبه 21 بهمن1386ساعت 6:8 توسط تک درخت |

زنانی که در کربلا حضور داشتند
زنانی که از خیام حسینی به طرف دشمن بیرون آمدند و جنگیدند
 

پیرامون زنان در حادثه کربلا در دو محور سخن میتوان گفت: یکى آن که آنان چند نفر و چه کسانى بودند، دیگر آن که چه نقشى داشتند.
   
زنانى که در کربلا حضور داشتند،
برخى از اولاد على(ع) بودند و برخى جز آنان، چه از بنى هاشم یا دیگران. زینب، ام کلثوم، فاطمه، صفیه، رقیه و ام هانى، از اولاد(ع) بودند، فاطمه و سکینه، دختران سید الشهدا (ع) بودند، رباب، عاتکه، مادر محسن بن حسن، دختر مسلم بن عقیل، فضه نوبیه، کنیز خاص امام حسین(ع) و مادر وهب بن عبد الله نیز از زنان حاضر در کربلا بودند (1)

 

    پنج زن که از خیام حسینى به طرف دشمن بیرون آمدند، عبارت بودند از: کنیز مسلم بن عوسجه، ام وهب زن عبد الله کلبى، مادر عبد الله کلبى، مادر عمر بن جناده، زینب کبرى(س). زنى که در عاشورا شهید شد، مادر وهب بود، بانوى نمیریه قاسطیه، زن عبد الله بن عمیر کلبى که بر بالین شوهر آمد و از خدا آرزوى شهادت کرد و همان جا با عمود غلام شمر(ل) که بر سرش فرود آورد، کشته شد.
    در عاشورا دو زن از فرط عصبیت و احساس، به حمایت از امام برخاستند و جنگیدند
:
یکى مادر عبد الله بن عمر که پس از شهادت فرزند، با عمود خیمه به طرف دشمن روى کرد و امام او را برگرداند. دیگرى مادر عمرو بن جناده که پس از شهادت پسرش، سر او را گرفت و مردى را به وسیله آن کشت، سپس شمشیرى گرفت و با رجزخوانى به میدان رفت، که امام حسین(ع) او را به خیمه ‏ها برگرداند(2)

دختر عمر (همسر زهیر بن قین) نیز در راه کربلا به اتفاق شوهرش به کاروان حسینى پیوست. زهیر بیشتر تحت تأثیر سخنان همسرش حسینى شد و به امام پیوست .رباب، دختر امرء القیس کلبى، همسر امام حسین(ع) نیز در کربلا حضور داشت، مادر سکینه و عبد الله.
زنى از قبیله بکر بن وائل نیز حضور داشت، که ابتدا با شوهرش در سپاه ابن سعد بود، ولى هنگام حمله سپاهیان کوفه به خیمه‏ هاى اهل بیت، شمشیرى برداشت و رو به خیمه ‏ها آمد و آل بکر بن وائل را به یارى طلبید
.
    زینب کبرى و امّ کلثوم (س)، دختران امیر المؤمنین(ع)، همچنین فاطمه دختر امام حسین (ع) نیز جزو اسیران بودند و در کوفه و... سخنرانی هاى افشاگرانه داشتند. مجموعه این بانوان، همراه کودکان خردسال، کاروان اسراى اهل بیت را تشکیل مى‏ دادند که پس از شهادت امام و حمله سپاه کوفه به خیمه ‏ها، ابتدا در صحرا متفرق شدند، سپس به صورت گروهى و اسیر به کوفه و از آنجا به شام فرستاده شدند.

+ نوشته شده در سه شنبه 16 بهمن1386ساعت 6:28 توسط تک درخت |

اگر دل دلیل است

سراپا اگر زرد و پژمرده ایم
ولى دل به پائیز نسپرده ایم

چو گلدان خالى لب پنجره
پر از خاطرات ترک خورده ایم

اگر داغ دل بود، ما دیده ایم
اگر خون دل بود، ما خورده ایم

اگر دل دلیل است، آورده ایم
اگر داغ شرط است، ما برده ایم

اگر دشنه دشمنان، گردنیم
اگر خنجر دوستان، گرده ایم

گواهى بخواهید، اینک گواه
همین زخم هایى که نشمرده ایم!

دلى سر بلند و سرى سر به زیر
از این دست عمرى به سر برده ایم

قیصر امین پور

+ نوشته شده در یکشنبه 14 بهمن1386ساعت 6:31 توسط تک درخت |

 ستاره ها

ستارگان کره‌های سوزانی از گاز می‌‌باشند که بر خلاف سیارات خود منبع نوراند. انرژی ستارگان ناشی از واکنشهای هسته‌ای است. ماده اصلی تشکیل دهنده بیشتر ستارگان هیدروژن است. هیدروژن موجود در ستارگان طی فرآیند همجوشی هسته ای به هلیوم تبدیل می‌شود و در حین این واکنش گرما و نور بسیار زیادی تابش می‌‌یابد.هر ستاره دارای دوره عمر می‌‌باشد که بسته به نوع ستاره متفاوت است. ستارگان حجیم با نور بیشتر و حرارت زیاد عمر کوتاهتری نسبت به ستارگان کم نور و کوچک دارند. پایان عمر هر ستاره بستگی به میزان ذخیره هیدروژن در آن دارد. زمانی که هیدروژن درون ستاره‌ای پایان یابد هلیوم تبدیل به سوخت اصلی می‌‌شود و می‌‌سوزد. سوختن هلیوم سبب ایجاد گرمای بسیار زیادی می‌‌شود که تا آن زمان در ستاره پیش نیامده بوده است. این گرمای زیاد سبب انبساط ستاره می‌‌شود و حجم آن را چند برابر می‌کند. مثلاً اگر زمانی خورشید شروع به سوزاندن هلیوم کند آنقدر انبساط می‌‌یابد که زمین در حجم زیاد آن محو می‌‌شود! این انبساط تا سر حد مریخ ادامه پیدا کرده و سپس متوقف می‌‌شود. مرحلهٔ بعدی بستگی به نوع ستاره دارد. ستارگان عظیم پس از این مرحله آنقدر انبساط یافته‌اند که دیگر نمی‌تواند جاذبه‌ای روی سطوح بیرونی خود داشته باشند. پس از آن این ستارگان منفجر شده و تبدیل به نواختر می‌‌گردند. هرچه ستاره بزرگ‌تر میزان نواختر بزرگ‌تر. غولها تبدیل به ابرنواختر می‌‌گردند. پس از آن این ستاره‌ها بسته به نوع نواختر ادامه عمر می‌‌دهند. نواختران معمولی تبدیل به کوتوله شده و عمری طولانی را آغاز می‌کنند. اما ابر نواختران در خود فرو می‌‌ریزند و ستارگان بسیار کوچک و حجیمی به نام ستارگان نوترونی بوجود می‌‌آورند.این ستارگان عمر طولانی دیگری در پیش خواهند داشت. بعد از آن کوتوله‌ها یا کوتوله‌های سفید تبدیل به کوتوله سیاه شده و تا آخر جهان زندگی خواهند کرد.

واژه ستاره در زبان پهلوی به ریخت stârag و اَختَر آمده بود.

به گروهی از ستارگان که با نیروی گرانش به هم پیوستگی داشته باشند خوشه ستاره‌ای می‌گویند.

+ نوشته شده در یکشنبه 14 بهمن1386ساعت 6:25 توسط تک درخت |



جغرافیای طبیعی آفریقا:

قاره آفریقا یکی از پنج قاره جهان و از حیث بزرگی دومین قاره پس از آسیا می باشد . مساحت آن 30335000 کیلومتر مربع است که به این مقدار 20% خشکی های جهان را داراست . آفرقا به واسطه تنگه سوئز و صحرای سینا به آسیا اتصال داشته و هم اکنون توسط کانال سوئز از آن جدا شده است .
در شمال آفریقا دریای مدیترانه، در غرب آن، اقیانوس اطلس و در شرق آن نیز اقیانوس هند و دریای سرخ و خلیج عدن قرار دارد.
قسمتهای شمالی و مرکزی این قاره پوشیده از صحرایی بی آب و علف است و بزرگترین صحرای جهان به نام صحرای بزرگ آفریقا با 8400000 کیلومتر مربع مساحت، در آن قرار دارد.

اما دو منطقه شمال آن در مجاورت دریای مدیترانه و جنوب این قاره معتدل و حاصلخیزی می باشند. خط استوا این قاره را به دو بخش تقریبا مساوی تقسیم می کند به همبن دلیل بیشتر مساحت آفریقا در منطقه مدارین ( مدار راس السرطان و مدار راس الجدی ) قرار گرفته که گرمای زیاد آنرا توجیه می کند.
آب و هوای مناطق مجاور با آبهای اقیانوس، گرم و مرطوب ( شرجی ) است، باران های سیل آسا فرو می ریزد و لذا این نواحی پوشیده از جنگلهای استوایی می باشند.

بزرگترین رود جهان که نیل نام دارد از رشته کوههایی در مرکز این قاره سرچشمه گرفته و پس از طی مسافتی در حدود 6671 کیلومتر به دریای مدیترانه می ریزد.
یکی از قدیمی ترین تمدن های جهان، یعنی تمدیان مصریان باستان نیز در کنار همین رود شکل گرفت . قدمت این تمدن به چهار الی پنج هزار سال پیش می رسد . اهرام ثلاثه و معابد دیگر از جمله آثار این دوره می باشد . در قستهای مرکزی آفریقا رشته کوههایی قرار گرفته و بلندترین قله این قاره کایمانجارو نام دارد. این قله با 5895 متر ارتفاع بیست و یکمین قله جهان محسوب می گردد.

همچنین سومین دریاچه جهان از حیث بزرگی با 68800 کیلومتر مربع مساحت، به نام دریاچه ویکتوریا در شمال کشور تانزانیا جای گرفته است.
قاره آفریقا از حیث منابع زیرزمینی یکی از غنی ترین قاره های جهان است. تقریبا تمام الماس جهان و بیش از یک سوم طلاهای کشف شده متعلق به این قاره می باشد. لازم به ذکر است که بعضی از سرشارترین منابع مس جهان در غرب دریاچه های داخلی قرار دارد.

این قاره از حیث تنوع جانوری نیز در مکان بالایی ایستاده است . جانورانی مانند زرافه، اوکایی، اسب آبی، گوریل، شیر، پلنگ، کرگدن دو شاخ،. گورخر آفریقایی، آهو، بوفالوی آفریقایی، فیل آفریقایی، مرغ گینه، کفتار آفریقایی، انواع مارها، شترمرغ صحرایی، انواع تمساحها و انواع حشرات.

تمدن و تاریخ آفریقا:

همانطور که گفته شد قاره آفریقا محل پذیرش یکی از قدیمیترین تمدنهای جهان در دره نیل می باشد و تمدن مصری با چهار هزار سال سابقه در ردیف کهنترین تمدن ها یعنی تمدن بین النهرین جای دارد.

داخل این قاره تا قرن 15 میلادی ناشناخته و نفوذ به آن به دلیل موانع بی شمار طبیعی غیرممکن می نمود و البته هنوز هم شناسایی کامل آن میسر نگشته است. در ایام باستانی کوششهایی برای نفوذ به عمق این قاره انجام شد. هرودوت در قرن پنم قبل از میلاد و هیئت اعزامی نرون ( امپراطور روم ) در قرن اول بعد از میلاد، هردو برآمدند تا یکی از معماهای قدیم یعنی کشف منبع نیل را حل کنند، ولی ناکام ماندند.

در سال 146 قبل از میلاد، دولت کارتاژ که در شمال آفریقا، حکومت بسیار نیرومندی تشکیل داده بود از رومی ها شکست خورد و به این ترتیب شمال آفریقا برای مدت زیادی تحت استعمار رومیان درآمد.
در قرن هفتم میلادی مطابق با قرن اول هجری پای مسلمانان به آفریقا باز شد و در مدت چند قرن پس از آن سراسر شمال آفریقا تحت سلطه آنان قرار گرفت. مسلمانان حتی از طریق شمال آفریقا و تنگه جبل الطارق به اندلی ( اسپانیا ) حمله کردند و سالها در آن به حکومت پرداختند.
آخرین حکومتهای مسلمانان مربوط به دوران عثمانی در قرون 17 و 18 و 19 می باشد.

اما در قرن 15 اروپائیان شروع به جستجوی سواحل آفریقا کردند. در همین ایام توانستند قاره آفریقا را از قسمت جنوبی آن دور بزنند ( دماغه افیدیک----) در قرون 16 و 17 میلادی به تدریج پای سوداگران پرتغالی، هلندی، فرانسوی، بریتانیایی به این قاره باز شد و سرانجام جستجوی « سپیک » در سال 1876 و دیگران سرچشمه رود نیل را مکشوف ساخت.
کشف ثروت سرشار در داخل این قاره، باعث استعمار پر دامنه آن از سوی اروپائیان شد، به طوریکه در سال 1912 این قاره بین دول اروپائی تقسیم شد و تنها مصر و حبشه و لیبی تا حدودی استقلال داشتند.

پس از جنگ جهانی اول، مستعمرات آلمان بین فرانسه و انگلستان تقسیم گردید. در دومین سال جنگ جهانی دوم، یعنی در سال 1941 آلمان به کمک متحد خود یعنی ایتالیا به شمال آفرقا شتافت و توانست تا نزدیکی های کانال سوئز نیز پیشروی کند. در این منطقه جنگ های بسیار مهمی بین متحدین و متفقین به وقوع پیوست و نقطه عطف جنگ جهانی دوم نیز در این منطقه رقم خورد.

اما با تلاشهای گسترده بریتانیا که در مصر مستقر بود و با کمک های آمریکا، متحدین در این ناحیه شکست خوردند و سرانجام بقایای سپاه آلمان در سال 1943 از این قاره خارج گشتند.
پس از جنگ جهانی دوم، به تدریج تمامی کشورهای این قاره زیر نظر سازمان ملل متحد به استقلال رسیدند
+ نوشته شده در پنجشنبه 11 بهمن1386ساعت 8:57 توسط تک درخت |

صورت های فلکی

صورت فلکی چیست؟

اگر در شبی صاف  به آسمان بنگرید بی شک از درخشش  چشم نواز ستارگان لذت خواهید برد.  هزاران سال پیش هم بشر از دیدن آسمان لذت می برده ( به طور یقین آسمان پیشینیان بسیار پر ستاره تر بوده ! ) شاید در نظر اول ستارگان آسمان مجموعه ای پراکنده از ستارگان به نظر برسند. اما با کمی دقت می توان اشکال زیبایی را با متصل کردن ستاره ها به هم با خطوطی فرضی در آسمان ترسیم کرد.  درحدود 4500 سال  قبل، مردم شرق مدیترانه شروع به  تقسیم بندی آسمان با نقش های خیالی کردنداین اشکال نام خدایان، الهه ها، قهرمانان و جانوران را دارند.

تا زمان بطلمیوس، ستاره شناس یونانی الاصل اسکندرانی که حدود 150  سال بعد ازمیلاد می زیست، تعداد صورفلکی شناخته شده 48 مورد بود. امروز 88 صورت فلکی شناخته شده  که هریک محدوده ی مشخصی درآسمان دارند. به طوری که تمام آسمان با این صورت های فلکی پوشیده  می شود. با این که ستارگان یک صورت خاص از نظر ما شکل خاصی را در آسمان می سازند، اما در واقع این ستارگان هیچ ربطی به هم  ندارند  و چندین سال  نوری از هم  فاصله دارند و اگر از سمتی دیگردر آسمان  ( جایی خارج از منظومه ی شمسی )  به آن ها  بنگریم به شکلی  دیگر  دیده خواهند شد. ستارگان  حرکت بسیار  آهسته ای در آسمان  دارند (  به دلیل دوری  بسیار آن ها  حرکت سریع   آن ها  آهسته به نظر می رسد )  این حرکت باعث می شود که در طی هزاران  سال شکل  ظاهری  صورت های فلکی عوض شود. اما درطول عمر یک انسان این تغییرات بسیار نامحسوس است. درقدیم ازرصد صور فلکی برای جهت یابی وتعیین فصول و به طور کلی زمان یابی استفاده می کردند.          


برای شناخت درست صور فلکی باید:

کار رصد را همراه با مطالعه ی در مورد آنها انجام دهیم تا موقعیت هر صورت را نسبت به بقیه و به طور خاص  بدانیم.            

در مورد هر صورت ستاره ها و اجرام غیر ستاره ای  بشناسیم.

قدر، رنگ، دما و... را در مورد ستارگان  تا حدی بدانیم.

از همه مهمتر بعد از شناخت مقدماتی صور فلکی چند ضلعی های مخصوص هر فصل را بشناسیم.      

  

+ نوشته شده در چهارشنبه 10 بهمن1386ساعت 15:46 توسط تک درخت |

«آلبرت اینشتین» فيزيكدان بزرگ معاصر، در آخرين رساله‌ علمی خود با عنوان "دی ارکلارونگ Die Erklarung – به معنای بیانیه" که در سال 1954 در آمریکا و به زبان آلمانی نوشت، اسلام را بر تمامی ادیان جهان ترجیح داده و آن را کامل‌ترین ومعقول‌ترین دین دانسته است.

این رساله در حقیقت همان نامه‌نگاری محرمانه اینشتین با مرحوم آیت‌الله العظمی بروجردی است. اینشتین در این رساله "نظریه نسبیت" خود را با آیاتی از قرآن کریم و احادیثی از كتاب‌های شريف نهج البلاغه و بحارالانوار  تطبیق داده و نوشته است که هیچ جا در هیچ مذهبی چنین احادیث پر مغزی یافت نمی‌شود وتنها این مذهب شیعه است که احادیث پیشوایان آن نظریه ی پیچیده "نسبیت" را ارائه داده ولی اکثر دانشمندان آن را نفهمیده‌اند.

يكی از اين حديث‌ها حدیثی است که علامه مجلسی در مورد معراج جسمانی رسول اکرم (ص) نقل می‌کند که: «هنگام برخاستن از زمین، لباس یا پای مبارک پیامبر به ظرف آبی می‌خورد و آن ظرف واژگون می‌شود. اما پس از اینکه پیامبر اکرم(ص) از معراج جسمانی باز می‌گردند مشاهده می‌کنند که پس از گذشت این همه زمان، هنوز آب آن ظرف در حال ریختن روی زمین است». اینشتین این حدیث را از گرانبهاترین بیانات علمی پیشوایان شیعه در زمینه "نسبیت زمان" دانسته و شرح فیزیکی مفصلی بر آن می‌نویسد. اینشتین همچنین در این رساله "معاد جسمانی" را از راه فیزیکی اثبات می‌کند. او فرمول ریاضی معاد جسمانی را عکس فرمول معروف "نسبیت ماده و انرژی" می‌داند:

E = M.C2 >> M = E :C2

یعنی اگر حتی بدن ما تبدیل به انرژی شده باشد دوباره می‌تواند عینا" به تبدیل به ماده و زنده شود.

اینشتین در این کتاب همواره از آیت الله بروجردی با احترام و به لفظ"بروجردی بزرگ" یاد کرده و از شادروان پروفسور حسابی نیز بارها با لفظ"حسابی عزیز" یاد کرده است.

اصل نسخه این رساله اکنون به لحاظ مسايل امنیتی به صندوق امانات سری لندن (بخش امانات پروفسور ابراهیم مهدوی) سپرده شده و نگهداری می‌شود.

این رساله را پروفسورابراهیم مهدوی (مقیم لندن) ، با کمک یکی از اعضاء شرکت اتومبیل‌سازی "بنز" و به بهای  3000000دلار از یک عتیقه‌فروش یهودی خريداری كرد.

دستخط اینشتین در تمامی صفحات این کتابچه توسط خط‌ شناسی رایانه‌ای چک شده و تأیید گشته است.

+ نوشته شده در یکشنبه 7 بهمن1386ساعت 5:59 توسط تک درخت |

 Daily we open our inbox and read messages sent by friends but how many times do we openquran  read and messages sent by allah    

+ نوشته شده در چهارشنبه 3 بهمن1386ساعت 15:26 توسط تک درخت |

Our Responsibilities:

We are living in the age of Imam Mahdi's (a.s.) major occultation. So what are our responsibilities? Undoubtedly our prime duty is to know Imam Mahdi (a.s.) and to become closer to him. Knowing him is of such importance and sensitivity that

Prophet Muhammad (s.a.w.a.) said:

"One who dies without knowing the Imam of one's age is like one who has died in the Age of Ignorance."

Death in the Age of Ignorance means dying outside the pale of faith and Islam. And one who fails to recognize the Imam of one's time has been introduced as an unbeliever. Another responsibility of Shias during the major occultation is waiting for the Imam's reappearance which has been repeatedly pointed out by the Imams of Ahlul Bayt (a.s.). A 'waiting' person is one who is ready for the reappearance of Imam Mahdi (a.s.), possesses the characteristics and qualities of the Imam's companions and has no qualms about sacrificing his life and assets in the Imam's Way. In this respect,

Imam Sadeq (a.s.) says:

"One who awaits our order is like one who gives life in the path of God."

In the honor of Imam Mahdi's (a.s.) companions, another tradition quotes

Imam Sadeq (a.s.) as saying:

"One who is zealous about the companionship of Imam Mahdi (a.s.) should wait and act piously and in a noble manner. Such people when they die before the reappearance of Imam Mahdi (a.s.) will have the reward of being his companion. Hence strive and wait. You deserve this, O Forgiven Ones!"

We should pray to God to make us one of those who await the Imam. Our acts should also be a testimony of our claim. First we should make efforts to know the Imam and testify the same for other people. We should guide those who deny or oppose the Imam and acquire the attributes of his companions, await his coming and enrich one's life by dedicating it to him. During the major occultation, Shias should cherish a zeal for the Imam in their mind, his love in their heart, thoughts focused on making efforts in his way, their prayers should be sending benedictions upon him, their supplications should be for his reappearance and their whole being yearning for him. The present work is an insignificant endeavor in familiarizing people about Imam Mahdi (a.s.) in the hope of offering a small gift to the Solomon the Age (a.s.

+ نوشته شده در سه شنبه 2 بهمن1386ساعت 14:2 توسط تک درخت |